حکایت مدیریتی
فانوس دريايي
كشتي
جنگي مأموريت يافته بود براي آموزش نظامي به مدت چند روز در هوايي طوفاني
مانور بدهد. هواي مهآلود سبب شده بود كه كاركنان كشتي ديد كمي داشته
باشند. در نتيجه ناخدا در پل فرماندهي عرشه ايستاده بود تا همه فعاليتها
را زير نظر داشته باشد.
پاسي از شب نگذشته بود كه ديدهبان روي پل به فرمانده گزارش داد: نوري در سمت راست كشتي به چشم ميخورد.
ناخدا فرياد زد: آيا آن نور ثابت است يا به طرف عقب حركت ميكند؟
ديدهبان جواب داد: ثابت است؛ و مفهوم اين بود كه در مسيري هستيم كه به هم تصادم خواهيم كرد.
ناخدا به مأمور ارسال علائم گفت: به آن كشتي علامت بده كه رو در روي هم هستيم، توصيه ميكنم 20 درجه تغيير مسير بدهيد.
جواب علامت اين بود: شما بايد 20 درجه تغيير مسير بدهيد.
ناخدا گفت: علامت بده كه من ناخدا هستم و آنها بايد 20 درجه تغيير مسير بدهند.
پاسخ آمد: بهتر است شما 20 درجه تغيير مسير بدهيد.
در اين هنگام كه ناخدا به خشم آمده بود، تفي به زمين انداخت و گفت: علامت بده كه از يك كشتي جنگي علامت فرستاده ميشود 20 درجه تغيير مسير بدهيد.
پاسخ آمد: من فانوس دريايي هستم.
آنگاه كشتي تغيير مسير داد.
شرح حكايت:
ارزش هاي محوري سازمان (core value) فانوس دريايياند. تكان نميخورند. نبايد و نميتوان آنها را شكست. با كوشش براي شكستن آنها،خود را ميشكنيم. اما ميتوانيم آنها را بياموزيم و به كار بنديم. در هرسازمان سرشار از شور و اشتياق،رئيس واقعي ارزش ها هستند. ارزش ها رفتار مديران را هدايت ميكنند، نه اينكه مديريت، ديگران را هدايت كند. در اين جايگاه، مدير در نقش رهبر عمل خواهد كرد نه صرفاً يك ناظم. در چنين سازماني همه طرح ها، تصميمات و عمليات بر اساس ارزش ها، تنها يك ابزار مديريتي نيست بلكه روشي از زندگي كردن است.
ناخدا فرياد زد: آيا آن نور ثابت است يا به طرف عقب حركت ميكند؟
ديدهبان جواب داد: ثابت است؛ و مفهوم اين بود كه در مسيري هستيم كه به هم تصادم خواهيم كرد.
ناخدا به مأمور ارسال علائم گفت: به آن كشتي علامت بده كه رو در روي هم هستيم، توصيه ميكنم 20 درجه تغيير مسير بدهيد.
جواب علامت اين بود: شما بايد 20 درجه تغيير مسير بدهيد.
ناخدا گفت: علامت بده كه من ناخدا هستم و آنها بايد 20 درجه تغيير مسير بدهند.
پاسخ آمد: بهتر است شما 20 درجه تغيير مسير بدهيد.
در اين هنگام كه ناخدا به خشم آمده بود، تفي به زمين انداخت و گفت: علامت بده كه از يك كشتي جنگي علامت فرستاده ميشود 20 درجه تغيير مسير بدهيد.
پاسخ آمد: من فانوس دريايي هستم.
آنگاه كشتي تغيير مسير داد.
شرح حكايت:
ارزش هاي محوري سازمان (core value) فانوس دريايياند. تكان نميخورند. نبايد و نميتوان آنها را شكست. با كوشش براي شكستن آنها،خود را ميشكنيم. اما ميتوانيم آنها را بياموزيم و به كار بنديم. در هرسازمان سرشار از شور و اشتياق،رئيس واقعي ارزش ها هستند. ارزش ها رفتار مديران را هدايت ميكنند، نه اينكه مديريت، ديگران را هدايت كند. در اين جايگاه، مدير در نقش رهبر عمل خواهد كرد نه صرفاً يك ناظم. در چنين سازماني همه طرح ها، تصميمات و عمليات بر اساس ارزش ها، تنها يك ابزار مديريتي نيست بلكه روشي از زندگي كردن است.
+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت15:36توسط میلاد رشیدی حمید |

